![]() |
![]() |
|
|
امروز میخوام راجع به درگیریی های فیزیکی گاه و بی گاه هرنگ و کوخرد صحبت کنم البته منظورم چند تا جوونی است که بعضی وقتها با هم گلاویز میشن.راستش من اصلا با دعوا و درگیری موافق نیستم و بر اساس تعالیم دینمون معتقدم که دو تا همسایه مسلمون باید در صلح و ارامش کنار هم زندگی کنن اما مگه میشه اونشب مسابقه فوتبال که چراغها رو خاموش کردن و هر کوخردی که از بستک میومد رو یا میزدند یا سرشو خورد میکردن یا شیشه ماشینشو میشکوندن رو از یاد برد. جالب این قضیه این جاست که چند تا کوخردی که مظلوم واقع شده بودن به دادگاه شکایت کرده اما خود اونا رو یه روز زندانی کرده و موهاشون با تیغ زدند.باور کنید اگه بخشی که به کوخرد دادن رو به هرنگ میدادن هیچ کوخردی حتی صداش هم در نمی اومد چه برسه که جلو فرمانداری بستک تجمع اعتراض امیز بر پا کنه.هر چی که به کوخرد میرسه با اعتراض اونا همراهه حتی واسه دکل مخابرات و پمپ بنزین هم اعتراض کردن بخش که جای خودشو داره. امیدوارم یه ذره از این حسادتشون نسبت به کوخرد کم بشه و خودشون به فکر امتیاز گرفتن واسه خودشون باشند نه اینکه امتیازهای کوخرد رو بخوان بگیرن پس به امید اون روز. |
|
+ نوشته شده در
2006/8/21ساعت 2:13 بعد از ظهر توسط mammad |
|
|
چند روزی گرفتار بودم و نتونستم به وبلاگ سر بزنم. امروز که اومدم چند تایی وبلاگ جدید رو دیدم که واقعا خوشحالم که اونا هم شروع به نوشتن کردن و برای اونا هم ارزوی موفقیت می کنم.راستی شنیدم چند روزیه که بارون می باره ایشالا مثل قدیما دوباره کوه و دشت سرسبز و اباد و برکه ها لبریز از اب بشه.نتایج بچه ها هم تو کنکور بد نبود ولی واقعا ما خیلی کم کاریم باید بیشتر تلاش کنیم تا کنکور سال بعد نتایج درخشان تری بگیریم. |
|
+ نوشته شده در
2006/8/15ساعت 11:21 بعد از ظهر توسط mammad |
|
|
یه سال قبل وقتی تو ایران بودم یه شب قرار شد بریم به سد جناح واسه گردش.بساط گشت رو جور کردیم و یه پیکان بار گرفتیم تا ما را برسونه ولی اول ترسید که ماشینمو تو هرنگ داغون میکنن و با کلی اصرار راضیش کردیم .ساعت ۱۰ شب راه افتادیم حدود ۱۱.۱۵ رسیدیم به محل مذکور و بساطمون رو همونجا پهن کردیم اول مشغول معیا کردن کباب خودمونی شدیم .بعد غذا هم مشغول صحبت و جک و بزن و بکوب شدیم.تا ساعت ۳ شب که قصد رجعت به کوخرد عزیزمونو کردیم سوار ماشین شده و در پشت پیکان بار با تمبک می زدیمو می خوندیم. تو جناح هر کی ما رو می دید فکر میکرد دیوونه ایم تا رسید یم به هرنگ که تا یه ذره رفتیم ۷ تا موتور ما رو دنبال کردند و سنگ پرتاب می کردند که خوشبختانه با مهارت راننده از معرکه گریختیم و تو هرنگ بجای ترانه فقط می خوندیم (کوخرد ما بخش میشه هرنگی بدبخت میشه) خوب به سلامت به کوخرد رسیدیم اما یه گله ادم که میدونستن ما امشب رفته بودیم گشت انتظار ما رو میکشیدن به محض ورود با کیسه های اب سرد که مثل بمب بر سر ما میریخت از ما پذیرایی کردند خلاصه ما رو تلو شلوک کردن اما روی هم رفته اونشب خیلی به ما خوش گذشت. |
|
+ نوشته شده در
2006/7/27ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط mammad |
|
|
|
+ نوشته شده در
2006/7/27ساعت 11:4 بعد از ظهر توسط mammad |
|
|
حدود ۱ سال و خوردی میشه که هرنگی ها دارن کارشکنی میکنن که بخشی که متعلق به ماست از ما گرفته وبه نام اونا ثبت بشه اما این بخش واسه کوخرد به تصویب رسیده و من نمیدونم چقدر پول دادن که تا الان جلو این کار حتمی رو گرفتن واعلام نشده و ما الان به چند تا ادم زرنگ برای گرفتن حقمون نیاز داریم. |
|
+ نوشته شده در
2006/7/27ساعت 10:49 بعد از ظهر توسط mammad |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خوب تو این گیر و دار که اعلام بخش کوخرد رو به تعویق میندازن بجا دونستم وبلاگ بخش کوخرد
رو برای حمایت هر چه بیشتر به ثبت برسونم.بخاطر موضوعات پیش پا افتاده و غلطهای املایی منو ببخشید. |
| نوشته های پیشین |
|
7/23/2006 - 8/22/2006 |
| پیوندها |
|
سایت کوخرد اخبار کوخرد دیار کوخرد یا ربنا بخش کوخرد در ویکی پدیا اذکار شهرستان بستک در ویکی پدیا |
|
RSS
|